یکی از اصلیترین مشکلات پژوهشگران و نظریهپردازان حوزه مدیریت و برنامهریزی کلانپروژهها، دسترسی نداشتن به اطلاعات کافی و فقدان دادههای مفید و قابل استفاده است. از نگاه جمشید رسایی، پژوهشگر اندیشکده پویشهر، یکی از راهبردهای مؤثر برای رفع این مشکل، مستندسازی تجربیات مدیران، مهندسان، کارشناسان و حتی کارگران درگیر در مراحل مختلف اجرای پروژههاست؛ اقدامی که به اعتقاد وی، در عین اهمیت بالا، از جمله سهلترین اقداماتی است که میتوان در این زمینه انجام داد.
به گزارش پایگاه خبری حکمرانی هوشمند، رسایی معتقد است بیتوجهی مدیران ارشد کشور به اهمیت مستندسازی موجب شده فرصتهای ارزشمندی از بین برود و حجم قابلتوجهی از دادهها و اطلاعات مؤثر مربوط به اجرای پروژههای بزرگ کشور ثبت و نگهداری نشود. وی در همین زمینه، تجربه شخصی خود از اجرای پروژه آزادراه قزوین–رشت را نمونهای از ضرورت توجه به این موضوع میداند؛ تجربهای که در نهایت به نگارش و انتشار کتابی درباره این کلانپروژه منجر شد.
وی توضیح میدهد که از شهریور سال ۱۳۸۱ بهعنوان مجری آزادراه قزوین–رشت و نماینده تامالاختیار وزیر راه و ترابری منصوب شد و مسئولیت اجرای این پروژه را برعهده گرفت. به گفته رسایی، مواجهه با برخی وقایع و مسائل خاص در طول دوره مسئولیت در این پروژه، این ایده را در ذهن او ایجاد کرد که تجربیات بهدستآمده را ثبت کند تا افرادی که در آینده در پروژههای مشابه فعالیت خواهند کرد، بتوانند از این تجربیات استفاده کنند.
رسایی همچنین هدف دیگر این اقدام را آشنا کردن مردم با مشکلات و موانعی عنوان میکند که در مسیر اجرای چنین پروژههایی وجود دارد. وی میگوید در دوران اجرای آزادراه قزوین–رشت، خود نیز به دنبال استفاده از تجربیات افراد فعال در پروژههای مشابه بوده، اما کتاب یا حتی یادداشت مکتوبی که بتواند از آن بهره بگیرد، پیدا نکرده است. به همین دلیل، همواره به دنبال فرصتی برای انتشار خاطرات و تجربیات خود از این پروژه بوده است.
به گفته وی، این فرصت سرانجام در سالهای ۱۳۹۷ و ۱۳۹۸ فراهم شد. رسایی توضیح میدهد که در طول دوره اشتغال در مسئولیتهای مختلف، برنامهها و برخی نکات مهم فعالیتهای خود را به صورت روزانه در سررسیدهای سالانه ثبت میکرده و بعدها با استفاده از همین یادداشتها، نگارش خاطرات مربوط به پروژه آزادراه قزوین–رشت را در قالب یک کتاب آغاز کرده است.
رسایی آزادراه قزوین–رشت را پروژهای خاص میداند و برای این ویژگی، چند دلیل مهم برمیشمارد. به گفته وی، این پروژه نخستین آزادراهی بود که از رشتهکوه البرز عبور میکرد. از سوی دیگر، احداث آزادراه قزوین–رشت یکی از آرزوهای مردم گیلان بود و از اوایل دهه ۱۳۷۰ در محافل مختلف و جلسات اجرایی استان درباره آن بحث میشد.
وی با اشاره به سابقه مطالعات این پروژه میگوید مطالعات اولیه مسیر در اوایل دهه ۷۰ انجام شده بود، اما عملیات اجرایی آن به دلیل تأمین نشدن منابع مالی تا اواخر همان دهه آغاز نشد.
رسایی یکی دیگر از اهمیتهای این پروژه را تأثیر آن بر کاهش تصادفات و تلفات جادهای میداند. به گفته وی، پیش از بهرهبرداری از آزادراه، آمار سالیانه تصادفات و تلفات انسانی در مسیر قزوین–رشت به اندازهای بالا بود که این محور همواره در رتبههای اول تا سوم کشور از نظر بیشترین تصادفات و تلفات جادهای قرار داشت، اما پس از افتتاح و بهرهبرداری از پروژه، جایگاه این مسیر از نظر تصادفات و تلفات جادهای به رتبههای آخر کشور رسید.
وی همچنین به موضوع ارزیابیهای زیستمحیطی پروژه اشاره میکند و میگوید در زمان انجام مطالعات اولیه آزادراه، انجام مطالعات ارزیابی اثرات زیستمحیطی الزامی نبود. با این حال، در سال ۱۳۸۱ و به درخواست وی و با موافقت مهندس رحمتی، که در آن مقطع معاون وزیر راه و ترابری بود، مطالعات ارزیابی اثرات زیستمحیطی انجام شد و پس از پایان مطالعات، توصیههای مشاور در روند اجرای پروژه مورد توجه قرار گرفت.
رسایی یکی دیگر از ویژگیهای پروژه را شرایط خاص جغرافیایی و زمینشناسی مسیر میداند. به گفته وی، در نقاط مختلف پروژه و در جریان عملیات اجرایی، زمینه وقوع چند رانش و لغزش بزرگ مشاهده شد که پس از انجام مطالعات لازم، طرح تثبیت این نقاط توسط مشاوران ارائه و اجرا شد.
وی در ادامه، نیروی انسانی و مالکان اراضی واقع در مسیر پروژه را از دو گروه مهم و اثرگذار در روند اجرای آزادراه قزوین–رشت میداند. رسایی درباره گروه نخست، یعنی کارشناسان و کارگران شاغل در پروژه، میگوید عمده این افراد پرتلاش و زحمتکش بودند، اما برخی از آنها به دلیل نگرانی نسبت به آینده شغلی خود، انگیزه کافی برای انجام کامل وظایف محوله نداشتند.
به گفته وی، برخی کارکنان نگران بودند که با پایان پروژه بیکار شوند یا برای ادامه اشتغال مجبور شوند به پروژهای دیگر در محلی دور از محل زندگی خود منتقل شوند. رسایی توضیح میدهد که برای حل این مشکل، کارها میان افراد تقسیم و وظایف مشخصی به هر فرد واگذار میشد و عملکرد آنها نیز مورد کنترل قرار میگرفت. در این فرآیند، نقاط ضعف مشخص میشد و تذکرات لازم به افراد داده میشد. وی میافزاید در صورت تکرار عملکرد ضعیف و محقق نشدن اهداف تعیینشده، ناچار فرد مورد نظر از پروژه کنار گذاشته و شخص دیگری جایگزین او میشد.
رسایی گروه دوم را مالکان اراضی و املاکی میداند که در مسیر آزادراه قرار گرفته بودند. به گفته وی، لازم بود برای این املاک و اراضی، ارزش روز کارشناسی تعیین و مبلغ مربوط به صاحبان آنها پرداخت شود. با این حال، وی میگوید در برخی موارد افرادی تلاش میکردند از روشهای مختلف مبالغی بیش از ارزش واقعی اراضی و املاک دریافت کنند.
وی معتقد است همین مسئله و عدم توافق بر سر قیمت املاک و در نتیجه مانعتراشی در مسیر آزادسازی مسیر، در سالهای ۱۳۸۳ و ۱۳۸۴ موجب کند شدن عملیات اجرایی در برخی نقاط پروژه در محدوده استان قزوین شد. رسایی توضیح میدهد که با افزایش نظارت بر فرآیند ارزیابی املاک، استفاده از کارشناسان مختلف و کنترل تصادفی پروندهها، مشکلات مربوط به این موضوع تا حد زیادی کاهش یافت و روند اجرای پروژه بهبود پیدا کرد.
از نگاه رسایی، یکی از مهمترین چالشهای کلانپروژههای عمرانی، حل تعارض میان دستگاههای مختلف اجرایی است. وی درباره آزادراه قزوین–رشت میگوید اجرای پروژه مستلزم تعامل و هماهنگی با سازمانها و دستگاههای متعددی بود؛ از جمله در مواردی مانند عبور از روی لولههای گاز فشار قوی، عبور از حریم خطوط انتقال برق، عبور از اراضی منابع طبیعی که در برخی نقاط به صورت جنگلکاری بودند، عبور از خطوط انتقال آب، عبور از اراضی نظامی یا مجاورت با آنها، قرار گرفتن مسیر در حریم رودخانهها یا محدودههای خاص میراث فرهنگی و همچنین عبور مسیر از داخل شهرها یا حاشیه آنها.
رسایی تأکید میکند که دستیابی به تفاهم درباره چگونگی عبور مسیر و در واقع حل تعارض میان دستگاههای مختلف، یکی از معضلات عمده پروژههای راه، راهآهن و آزادراه است؛ مسئلهای که در برخی پروژهها میتواند عملیات اجرایی را در یک نقطه برای ماهها یا حتی سالها متوقف کند.
با این حال، وی میگوید در پروژه آزادراه قزوین–رشت این مشکل به توقف عملیات منجر نشد. رسایی یکی از دلایل این موضوع را نوع تعامل خود با مدیران و مسئولان سایر دستگاهها میداند. به گفته وی، سوابق قبلی و همچنین نوع برخوردش باعث میشد مدیران سایر دستگاهها متوجه شوند که وی نگاه بخشی ندارد و در کنار تلاش برای حل مشکلات پروژه، به دنبال راهکاری است که برای دستگاه مقابل نیز مشکل ایجاد نکند یا کمترین آسیب را به آن وارد کند.
وی معتقد است همین رویکرد باعث شد مدیران سایر دستگاهها نیز تا حد زیادی نگاه بخشی خود را تغییر دهند؛ نگاهی که صرفاً بر حل مشکل همان دستگاه متمرکز باشد. در نتیجه، در بسیاری از موارد روشی پیدا میشد که بتواند در سریعترین زمان ممکن و با کمترین میزان تعارض، مشکل موجود را برطرف کند و شرایط ادامه عملیات اجرایی پروژه مشخص شود.
رسایی در ادامه به بازخوردهای دریافتشده پس از انتشار کتاب خود اشاره میکند و میگوید خوانندگان این اثر را میتوان به دو گروه اصلی تقسیم کرد. گروه نخست، افرادی بودند که خود در پروژههای مشابه فعالیت کرده و با مسائل، مشکلات، مصائب و سختیهای اجرای چنین طرحهایی مواجه شده بودند. به گفته وی، این افراد از اینکه مشکلات و تجربیات پروژهها در قالب یک کتاب مکتوب و به این شکل اطلاعرسانی شده بود، اظهار رضایت و تشکر میکردند.
گروه دوم، افرادی بودند که پیش از مطالعه کتاب، شناخت چندانی از مشکلات و سختیهای اجرای چنین پروژههایی نداشتند و عمدتاً پس از پایان عملیات اجرایی، از پروژهها استفاده میکردند. رسایی میگوید این گروه پس از آشنایی با مشکلات و موانع موجود در مسیر اجرای پروژه، ضمن ابراز تعجب از برخی مسائل، به نوعی قدردان تلاش تمام افرادی شدند که در اجرای این پروژهها نقش داشتهاند.
وی در بخش دیگری از این یادداشت به سرنوشت ایده مستندسازی پروژههای عمرانی پس از انتشار کتاب اشاره میکند. رسایی میگوید پس از چاپ کتاب، چندین نسخه از آن را در اختیار برخی مسئولان وزارت راه و شهرسازی و شرکت ساخت و توسعه زیربناهای حملونقل کشور قرار داد.
به گفته وی، پس از مدتی مطلع شد که با هدف چاپ کتابهای مشابه و مستندسازی مسائل و مشکلات پروژهها، کمیتهای در شرکت ساخت و توسعه زیربناهای حملونقل کشور تشکیل شده است، اما بر اساس اطلاعی که وی دارد، کتاب دیگری در این زمینه آماده یا منتشر نشده است.
رسایی همچنین معتقد است وزارت راه و شهرسازی و زیرمجموعههای آن حمایت مشخصی از انتشار چاپهای بعدی کتاب یا توزیع آن انجام ندادند و حتی به این موضوع نیز توجه کافی نشد.
از نگاه رسایی، تجربه آزادراه قزوین–رشت نشان میدهد که مستندسازی تجربیات کلانپروژهها صرفاً ثبت خاطرات یک مدیر یا روایت یک پروژه نیست، بلکه میتواند بهعنوان منبعی برای انتقال دانش، کاهش خطاهای تکراری و کمک به مدیران و کارشناسان پروژههای آینده مورد استفاده قرار گیرد. وی بر این باور است که ثبت تجربههای مدیران، کارشناسان و نیروهای اجرایی میتواند بخشی از دانش انباشته پروژههای عمرانی کشور را حفظ کند؛ دانشی که در صورت ثبت نشدن، با پایان پروژه و خروج افراد از چرخه اجرا، ممکن است برای همیشه از دست برود.
انتهای پیام
مطالب مرتبط
منتخب اخیر
گفتگو داغ
تازهترین مقالات
وبسایتهای رسمی
درباره اندیشکده حکمرانی هوشمند
اندیشکده حکمرانی هوشمند (Smart Governance Think Tank) یک مرکز پژوهشی پیشرو در ایران است که با تمرکز بر حکمرانی دادهمحور، سیاستپژوهی، و توسعه ابزارهای هوشمند نظیر اطلس تجارت ایران فعالیت میکند. این اندیشکده با همکاری نخبگان دانشگاهی و فعالان اقتصادی، مسیر تحول در نظام تصمیمسازی کشور را هموار میسازد.
درباره رئیس اندیشکده حکمرانی هوشمند
سید طه حسین مدنی، رئیس اندیشکده حکمرانی هوشمند، از پژوهشگران برجسته در حوزه حکمرانی دادهمحور، سیاستگذاری هوشمند و اقتصاد دیجیتال است. ایشان با مقالات متعدد و حضور فعال در رسانهها، نقش مهمی در ترویج گفتمان حکمرانی هوشمند در ایران دارند. صفحه رسمی ایشان شامل مجموعهای از مقالات، مصاحبهها و یادداشتهای منتشر شده در رسانههای معتبر است.
کلمات کلیدی مرتبط: اندیشکده، حکمرانی هوشمند، صفحه رسمی اندیشکده حکمرانی هوشمند، اطلس تجارت ایران، سید طه حسین مدنی، رئیس اندیشکده حکمرانی هوشمند، صفحه رئیس اندیشکده، طه مدنی، taha madani، حکمرانی دیجیتال، هوش مصنوعی در سیاستگذاری، تجارت هوشمند، دادههای باز، حکمرانی مشارکتی، اقتصاد دانشبنیان، تحول دیجیتال در حکمرانی، مقالات رئیس اندیشکده، مصاحبههای طه مدنی، published in media، یادداشتهای تخصصی حکمرانی.
- اندیشکده حکمرانی هوشمند
- صفحه رسمی اندیشکده
- حکمرانی دادهمحور
- اطلس تجارت ایران
- رئیس اندیشکده حکمرانی هوشمند
- سید طه حسین مدنی
- صفحه رسمی رئیس اندیشکده
- مقالات رئیس اندیشکده حکمرانی هوشمند
- taha madani
- published in media طه مدنی
- گزارشهای تخصصی حکمرانی
- نشستهای علمی اندیشکده
- همکاری با اندیشکده حکمرانی هوشمند
- مصاحبههای سید طه حسین مدنی