امروزه دیگر بحث بر سر «آیا علم و فناوری مهم است؟» نیست، بلکه چالش اصلی این است که چطور می‌توان این سرمایه عظیم را به موتور محرک حل مسائل ملی تبدیل کرد. تجربه دهه‌های گذشته به وضوح نشان داده که مسیر توسعه پایدار، هرگز از مسیرهای نادرستی مثل خام‌فروشی، اقتصاد رانتی یا تصمیم‌های سلیقه‌ای نمی‌گذرد.

به گزارش پایگاه خبری حکمرانی هوشمند، حسین افشین معاون علمی و فناوری رئیس جمهور طی یادداشتی نوشت: در این میان، مفهوم حکمرانی هوشمند به عنوان راهکاری نوین مطرح شده که تعادلی ظریف میان آزادی‌های بازار و هدایت‌های استراتژیک دولت ایجاد می‌کند.

امروز ایران در حوزه علم، فناوری و اقتصاد دانش‌بنیان، نه یک انتخاب بلکه یک الزام تاریخی پیش رو دارد. تجربه پرفرازونشیب دهه گذشته به روشنی نشان داده است که مسیر توسعه پایدار هرگز از گذرگاه خام‌فروشی، اقتصاد رانتی یا تصمیم‌های سلیقه‌ای عبور نمی‌کند، بلکه تنها در سرمایه‌های انسانی نخبگان، نوآوری مسئله‌محور و فناوری جهت‌دار ریشه دارد.

در جهان سه مدل اصلی برای سیاست‌گذاری وجود دارد: اکوسیستم آزاد، حکمرانی متمرکز بالا به پایین، و الگوی ترکیبی. کشورهای پیشرو مثل چین، کره جنوبی و آلمان، موفق‌ترین‌ها کسانی هستند که از الگوی سوم استفاده می‌کنند. این الگو با ظرافت میان «آزادی نوآوری» و «هدایت هوشمندانه» توازن برقرار می‌کند.

تجربه ایران هم نشان داده که نه اقتصاد کاملاً دولتی می‌تواند موتور نوآوری باشد و نه رهاسازی کامل بازار. راه حل، در یک مدل ترکیبی و بومی‌شده است که در آن دولت نقش «تسهیل‌گر و راهبر» را ایفا می‌کند، نه تصدی‌گر مستقیم.

> «دقیقاً به همین دلیل است که معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانش‌بنیان ریاست‌جمهوری در دولت چهاردهم، با شجاعت و درک عمیق از شرایط کشور، الگویی ترکیبی و بومی‌شده را برای این حوزه در پیش گرفته است. الگویی که در آن دولت نه تصدی‌گر مستقیم فناوری است نه ناظر بی‌تفاوت، بلکه «تسهیل‌گر و راهبر» است

در این مدل جدید، دو لایه مجزا اما مکمل وجود دارد:

لایه پایین: آزادی کامل برای نوآوری، رقابت و کارآفرینی. دولت فقط زیرساخت‌ها را فراهم می‌کند و بوروکراسی را حذف می‌کند.

لایه بالا: هدایت استراتژیک برای حل مسائل کلان. دولت با تأمین مالی خطرپذیر و تنظیم‌گری هوشمند، نخبگان را به سمت فناوری‌های اقتدارآفرین مثل هوش مصنوعی، کوانتوم و زیست‌فناوری سوق می‌دهد.

در این نگاه، حکمرانی علم و فناوری به یک بازی برد-برد تبدیل می‌شود. نخبگان میدان‌دار هستند، بخش خصوصی رقابت می‌کند، دولت جهت می‌دهد و در نهایت کشور از ثمره نوآوری بهره‌مند می‌شود.

یکی از مهم‌ترین تغییرات این الگو، بازتعریف «نخبه» است. دیگر رتبه علمی یا تعداد مقالات ملاک نیست؛ بلکه توانایی ارائه راه‌حل عملی برای مشکلات واقعی کشور مثل ناترازی برق یا شور شدن آب‌ها، معیار اصلی است.

نخبه کسی است که بتواند برای یک مسأله واقعی و عینی کشور – از ناترازی برق گرفته تا شورشدن آب‌های زیرزمینی – راه‌حلی عملی، مقیاس‌پذیر و اقتصادی ارائه دهد و در فرآیند توسعه ملی اثرگذاری واقعی داشته باشد

انتهای پیام