محمد باقری زمانی، پژوهشگر اندیشکده پویاشهر، در یادداشتی با بررسی تجربههای داخلی و خارجی در زمینه مدیریت و برنامهریزی پروژههای بزرگمقیاس، مجموعهای از پیشنهادها و راهکارها را برای اصلاح نظام برنامهریزی کلانپروژههای عمرانی کشور ارائه کرده است.
به گزارش پایگاه خبری حکمرانی هوشمند، وی معتقد است تجارب منتشرشده در آثار شفاهی و کتبی درباره مدیریت و برنامهریزی پروژههای بزرگمقیاس در داخل و خارج از کشور، اندوختهای از پیشنهادها و راهکارها را در اختیار نظام برنامهریزی کشور قرار میدهد. به باور باقری زمانی، اگرچه برخی از این راهکارها ملاحظات اجرایی خاص خود را دارند، اما بخش اعظم آنها مهم و قابل اجرا هستند.
چالش کلانپروژههای عمرانی کشور
باقری زمانی در مقدمه این یادداشت با اشاره به چالشهای کلانپروژههای عمرانی کشور، معتقد است تعداد زیاد این پروژهها موجب شده بودجه کافی به پروژههای کلان یا غیرکلانی که ضرورت بیشتری دارند، اختصاص پیدا نکند.
وی میگوید در این یادداشت با استفاده از تجربیات سایر کشورها و آثار پژوهشی منتشرشده، مجموعهای از راهکارها برای کاهش آسیبهای کلانپروژهها گردآوری و ارائه شده است. به گفته وی، اغلب راهکارهای مطرحشده از جنس «فیلترگذاری» هستند تا پروژههایی که ضرورت یا توجیهپذیری کمتری دارند، وارد فرآیند اختصاص بودجه نشوند.
پژوهشگر اندیشکده پویاشهر تأکید میکند که فیلترگذاری لزوماً به معنای مخالفت با کلانپروژهها نیست، اما تعداد پروژههای تعریفشده باید با منابع و بودجه محدود کشور همخوانی داشته باشد.
وی ادامه میدهد که نبود تناسب میان تعداد پروژههای موجود و منابع در اختیار کشور باعث شده است تعداد زیادی پروژه نیمهتمام در کشور وجود داشته باشد. به باور باقری زمانی، تعداد زیاد پروژههای نیمهتمام عمرانی که پیش چشم مردم قرار دارند، در هر کشوری میتواند موجب کاهش اعتماد عمومی به نظام حاکمیتی شود.
وی با اشاره به موانع موجود بر سر راه اصلاح نظام برنامهریزی و مدیریت میگوید اگرچه این موانع ممکن است در هر بخشی زیاد باشند، اما نباید موجب ناامیدی از بهبود شرایط شوند. به گفته او، بخش عمرانی کشور نیز مانند بسیاری از بخشهای دیگر با مشکلات متعددی مواجه است و بهصورت واقعبینانه هیچ راهکاری بهتنهایی نمیتواند همه مشکلات موجود را یکباره حل کند، اما ترکیبی از راهکارها میتواند به حل تعدادی از چالشها و بهبود نسبی شرایط منجر شود.
باقری زمانی تصریح میکند که هدف این نوشتار حل تمامی آسیبهای ناشی از کلانپروژهها و خلأهای موجود در این حوزه نیست، چراکه چنین هدفی برای هر پژوهشی غیرواقعبینانه است. وی در عین حال میگوید یکی از مشکلات اصلی و پرتکرار نزد مسئولان و کارشناسان، یعنی «ازدیاد تعداد کلانپروژههای عمرانی کشور و ناهماهنگی آن با منابع مالی موجود کشور»، مورد توجه قرار گرفته و تمامی راهکارهای ارائهشده در ادامه متن در ارتباط با همین چالش است.
به گفته وی، در این نوشتار تلاش شده است راهکارهای موفق جهانی با شرایط کشور بومیسازی شوند و همچنین مشخص شود هر راهکار در کدام مرحله از فرآیند تعریف، تصویب و اجرای کلانپروژهها قابلیت اجرا دارد. ترتیب ارائه راهکارها نیز بر همین مبنا تنظیم شده است؛ بهگونهای که راهکارهای مربوط به مراحل آغازین فرآیند، در بخشهای ابتدایی مورد توجه قرار گرفتهاند.
از راهحل شروع نکنیم
باقری زمانی معتقد است هر پروژه عمرانی، فارغ از ابعاد، هزینه یا میزان پیچیدگی اجرا، در بهترین حالت پاسخی به مجموعهای از مسائل حلنشده در بستر شهر یا جامعه است.
وی برای توضیح این موضوع میگوید یک پروژه ساخت بزرگراه ممکن است با این تصور تعریف شود که راهحلی برای مشکل ترافیک در بخشی از شهر خواهد بود یا یک پروژه نیروگاهی با هدف افزایش ظرفیت برق کشور تعریف شود. با این حال، به اعتقاد وی، باید ابتدا این پرسش مطرح شود که آیا راهحل ارزانتر یا سادهتری برای حل مشکل وجود نداشته است؟
پژوهشگر اندیشکده پویاشهر میگوید در بسیاری از پروژههای عمرانی کشور، فرآیند حل مشکل از راهحل آغاز میشود؛ به این معنا که مثلاً حل مشکل ترافیک یک شهر از بررسی ساخت بزرگراه یا روگذر شروع میشود.
وی استدلال میکند اگر ذهنیت کارشناسان و مسئولان از «ساختوساز» به سمت «حل مشکل» تغییر کند، گام بزرگی برای بهبود شرایط موجود برداشته خواهد شد. به گفته او، این مشکل ذهنی آنقدر گسترده است که امروزه کمتر دیده میشود طرحی برای حل معضل ترافیک تهیه شود که در آن راهحلهایی غیر از ساخت بزرگراهها نیز مورد توجه قرار گیرد.
باقری زمانی برای توضیح بیشتر، به پیشنهاد احداث یک پل بزرگ در یکی از جزایر جنوبی کشور اشاره میکند که با هدف تسهیل رفتوآمد ساکنان یکی از جزایر به پهنه اصلی کشور مطرح شده بود.
وی میگوید این پیشنهاد در شرایطی ارائه شد که احتمالاً با یکهزارم هزینه احداث پل، امکان ساخت یا خرید تعدادی کشتی مسافربری و حمل بار وجود داشت و مشکل مذکور از این طریق قابل حل بود. به گفته وی، زمانی که این راهحل در جلسه بررسی طرح مطرح شد، استقبالی از آن صورت نگرفت.
باقری زمانی معتقد است مشکل آنجاست که وقتی ذهنیت اصلی مسئول مربوطه بر ساخت یک پل بزرگ متمرکز باشد، حتی در صورت مطرح شدن راهحلهای ارزانتر و سادهتر، توجیهات دیگری برای ساخت پروژه ارائه میشود. وی به عنوان نمونه به این استدلال اشاره میکند که با احداث پل، امکان انتقال صنایع آببر نیز تسهیل خواهد شد؛ موضوعی که به گفته او، امکانپذیری آن و ارتباطش با احداث پل محل تعجب است.
وی در جمعبندی این بخش تأکید میکند که هنر، حل مشکل است و نه لزوماً ساختوساز؛ چنانکه امروزه کمتر دیده میشود طرحی برای حل معضل ترافیک تهیه شود که در آن راهحلهایی غیر از ساخت بزرگراه، زیرگذر و روگذر مورد توجه قرار گیرد.
مستندسازی تجربه کلانپروژهها
باقری زمانی معتقد است در حال حاضر کشور فاقد یک پایگاه اطلاعاتی منسجم و قابل اتکا از مستندات، جزئیات و فرآیند کلانپروژههای قبلی است.
وی میگوید ایجاد چنین پایگاه دادهای این امکان را برای پژوهشگران، متخصصان و مسئولان فراهم میکند که با مراجعه به آن و بررسی پروژههای مشابه، از اشتباهات گذشته درس بگیرند و از تکرار آنها جلوگیری کنند.
به گفته وی، وجود چنین پایگاهی همچنین به پژوهشگران امکان انجام تحقیقات مفصلتر را میدهد و احتمالاً میتواند زمینه دستیابی به راهکارهای بومی بهتر برای بهبود وضعیت کلانپروژهها را فراهم کند.
وی در عین حال میگوید ممکن است برخی افراد حقیقی یا حقوقی در برابر انتشار اشتباهات خود مقاومت ذاتی داشته باشند. از این رو، به باور باقری زمانی، نیاز به وجود یک سازمان یا مجموعه مستقل برای گردآوری، مستندسازی و بایگانی این تجربیات احساس میشود تا واقعیتهای رخداده به شکل دیگری جلوه داده نشوند.
توجه به جزئیات
پژوهشگر اندیشکده پویاشهر بر اهمیت توجه به جزئیات در شکلگیری کلانپروژهها تأکید دارد و معتقد است در بسیاری از کلانپروژههای تعریفشده در جهان، اتفاقاتی که در ابتدا جزئیاتی از زندگی روزمره محسوب میشوند، در نهایت موجب تعریف یک پروژه شدهاند.
وی توضیح میدهد ممکن است یک تماس تلفنی میان دو مسئول، که موضوع اصلی آن تعریف پروژه نبوده است، جرقه اولیه شکلگیری یک پروژه را ایجاد کند یا یک سخنرانی مردمی و حتی یک جلسه معمولی میان چند مسئول، موجب شکلگیری، پیشروی یا توقف یک پروژه کلان شود.
به اعتقاد باقری زمانی، اگر این جزئیات و اتفاقاتی که در نگاه اول چندان مهم به نظر نمیرسند، تا این اندازه بر شرایط پروژهها تأثیرگذار هستند، باید همراه با اسناد فنی هر پروژه مستندسازی شوند.
وی میگوید در بسیاری از پروژههای موجود کشور، اسناد توجیهی پروژه صرفاً در نسبت با نظر یک فرد سیاسی و حمایت وی تهیه میشوند و در زمان بایگانی اسناد نیز فقط همان طرح توجیهی باقی میماند.
باقری زمانی پیشنهاد میکند یک تیم تحقیقاتی مستقل با مسئولان و کارشناسان مصاحبه کند تا ابعاد پیدا و پنهان و جزئیات تعریف کلانپروژهها بهتر روشن شود و از این طریق، تدابیر لازم در ابعاد مختلف برای کاهش تعداد و مشکلات پروژهها اتخاذ شود.
وی همچنین تأکید میکند توجه به جزئیات کلانپروژهها در سایر بخشها نیز میتواند راهگشا و کمککننده باشد.
تعریف دقیق مسئولیتها و اختیارات
باقری زمانی معتقد است در چارچوب کنونی توسعه مگاپروژهها، فقدان شفافیت در تعریف مسئولیتها و اختیارات بازیگران مختلف به یکی از چالشهای اساسی تبدیل شده است.
وی میگوید در موارد بروز مشکل یا ناکامی در پروژه، پاسخگویی بهدرستی محقق نمیشود و هر یک از ذینفعان، مسئولیت را متوجه سایرین میدانند.
به گفته وی، گاهی نقشهایی با ماهیت متضاد به یک نهاد واحد، بهویژه دولت، واگذار میشود. برای مثال، دولت نمیتواند بهطور همزمان نقش محرک و مجری پروژه را ایفا کند و در عین حال حافظ منافع عمومی، نظیر حفاظت از محیطزیست، حمایت از منابع عمومی و مالیاتدهندگان در برابر ریسکهای مالی غیرضروری باشد.
وی این وضعیت را موجب شکلگیری تضاد منافع میداند و تأکید میکند تعیین تکلیف درباره نهاد مرجع برای چنین پروژههایی یکی از ضرورتهای نظام برنامهریزی کشور است. باقری زمانی معتقد است باید اذعان کرد که نهادهای مختلف درگیر در وضعیت فعلی نتوانستهاند به شکل موفق و کارآمد عمل کنند.
رعایت حداقل الزامات قبل از تعیین مشاور
باقری زمانی با اشاره به دیدگاه گروهی از متخصصان و صاحبنظران میگوید بسیاری از پروژههایی که در کشور به مرحله انتخاب مشاور برای تهیه طرح توجیهی میرسند، از حداقل الزامات و مقدمات لازم برخوردار نیستند.
به اعتقاد وی، همین موضوع موجب اتلاف منابع و انرژی سازمانی و حتی در مواردی موجب تصویب پروژه با فشارهای سیاسی میشود.
وی برای نمونه به شهرهایی اشاره میکند که با وجود تراکم جمعیتی متوسط یا کم، خواهان ساخت مدلهای حملونقلی پرظرفیت و پرهزینه مانند تراموا یا مترو هستند یا در مسیرهایی از برخی شهرها که اتوبوس سریعالسیر نیز با ظرفیت کامل خود کار نمیکند، مدلهای حملونقلی پرظرفیت پیشنهاد میشود.
باقری زمانی معتقد است ساخت چنین پروژههایی باید در همان مرحله نخست پیشنهاد متوقف و از دستور کار خارج شود و هزینه و انرژی برای تهیه طرح توجیهی آنها صرف نشود. وی تراموای اصفهان یا مونوریل کرمانشاه را از جمله نمونههایی میداند که میتوان به آنها اشاره کرد.
وی تأکید میکند فاجعهبارتر، پروژههایی هستند که تعریف شدهاند اما با سیاستهای کلان حملونقلی کشور در تناقض و تعارض قرار دارند یا بههیچوجه در اولویت نیستند.
به گفته باقری زمانی، با وجود این شرایط، شاهد آن هستیم که چنین پروژههایی تعریف میشوند، برای آنها مشاور تعیین میشود و حتی در برخی موارد ردیف بودجه نیز دریافت میکنند. وی معتقد است چون این پروژهها در راستای سیاستهای کلان نیستند، هزینههای آنها چند برابر و فوایدشان برای کشور ناچیز میشود.
وی استدلال میکند اگر با این پروژهها در همان مرحله پیشنهاد مخالفت و متوقف شوند، از محل صرفهجویی هزینههای آنها میتوان بخشی از پروژههای نیمهتمام و ضروریتر کشور را به سرانجام رساند.
باقری زمانی با اشاره به بررسیهای انجامشده میگوید قوانین و الزامات کافی برای این منظور وجود دارد، اما به آنها توجه نشده یا نظارت کافی برای اجرای آنها صورت نمیگیرد. از این رو، به نظر وی تعریف قانون یا آییننامه جدید برای ایجاد این الزامات نمیتواند چندان راهگشا باشد و باید عدم نظارتهای لازم در وضعیت موجود و همچنین ترک فعلهای صورتگرفته و دلایل آن مورد بررسی قرار گیرد.
انتخاب مشاور موازی
باقری زمانی در ادامه به موضوع انتخاب مشاور موازی میپردازد و میگوید در ساختار کنونی، کارفرما برای توجیه پروژهای که مدنظر دارد، مشاوری را با هزینه خود انتخاب میکند.
به گفته وی، وظیفه این مشاور اغلب توجیه پروژه تعریفشده است و در چنین شرایطی به نظر میرسد مشاور گوشبهفرمان کارفرمای پروژه خواهد بود.
وی یادآوری میکند همانطور که در بخشهای پیشین نیز اشاره شد، ممکن است برای مشکلی که یک پروژه درصدد حل آن است، راهحلهای ارزانتر و سادهتری وجود داشته باشد، اما مشاور انتخابی به دنبال یافتن این راهحلها نیست؛ زیرا کارفرما چنین موضوعی را در وظایف مشاور تعریف نکرده است.
باقری زمانی همچنین میگوید در بسیاری از پروژهها شاهد آن هستیم که برخی مشاوران برای توجیه طرحی که در واقعیت توجیهناپذیر است، اقدام به دادهسازی یا ارائه توجیهات خلاف واقع میکنند. با این حال، از آنجا که مشاور انتخابشده توسط کارفرما تنها نهادی است که برای تحقیق درباره پروژه زمان گذاشته و از تمام ذینفعان حاضر در جلسات آگاهتر است، بسیاری از این ایرادات تا زمان اجرای پروژه مشخص نمیشوند.
وی با استناد به تجارب جهانی و برای رفع ایرادهای موجود در فرآیند انتخاب مشاور و انجام مطالعات توجیهی پیشنهاد میکند نهادی مستقل، برای پروژههایی که پیشبینی میشود هزینه اجرای آنها بسیار بالا باشد، یک مشاور موازی منصوب کند.
به گفته باقری زمانی، وظیفه این مشاور نباید بررسی پروژه پیشنهادی بهعنوان راهحل باشد، بلکه تمرکز او باید بر تحلیل مسئله و پاسخ به این پرسش قرار گیرد که آیا راهحل سادهتر یا کمهزینهتری برای آن وجود دارد یا خیر.
وی معتقد است مطالعات مشاور موازی موجب میشود یک مرجع آگاه و مستقل در جلسات بررسی و تصویب طرح حضور داشته باشد و به این ترتیب، مطالعات مشاور اصلی، یعنی مشاور توجیهکننده طرح، راستیآزمایی و اعتبارسنجی شود و در صورت وجود اشکال یا نقص، امکان اصلاح و رفع آنها فراهم شود.
به باور وی، از سوی دیگر این امکان وجود خواهد داشت که راهحلهای ارزانتر و سادهتر احتمالی نیز با جزئیات بیشتری در جلسه مطرح شوند تا شاید این نوع راهحلها در دستور کار تصمیمگیران قرار گرفته و تصویب شوند.
باقری زمانی البته تأکید میکند اجرای این پیشنهاد با توجه به ساختارهای موجود در کشور، به تأمل و تدقیق بیشتری نیاز دارد.
سوءشهرت برای مشاوران ضعیف
باقری زمانی معتقد است سوابق و تجربیات موجود در کشور طی دهههای اخیر، مملو از نمونههایی است که در آنها برخی مشاوران ضعیف با دادهسازی، دروغپردازی و تغییر واقعیتها، اقدام به توجیه پروژههایی کردهاند که در واقع توجیهپذیر نبودهاند.
وی برای نمونه به بخش تحلیل هزینه ـ فایده پروژهها اشاره میکند و میگوید برخی مشاوران با دادهسازیهای غلط، هزینه پروژه را بسیار پایین و فواید آن را بسیار بالا نشان میدهند.
به گفته وی، در حال حاضر ساختاری برای پاسخگو و مسئولیتپذیر کردن این دسته از مشاوران وجود ندارد و مشاوری که در پروژههای قبلی خود دست به دادهسازی زده و باعث اضافه شدن یک پروژه نیمهتمام به پروژههای کشور شده است، ممکن است برای پروژه بعدی نیز بهعنوان مشاور انتخاب شود.
باقری زمانی معتقد است کارفرمایان به این دسته از مشاوران علاقه بیشتری دارند، زیرا هر کارفرمایی علاقه دارد پروژههایی که پیشنهاد میکند، توجیه و تصویب شوند.
وی تأکید میکند در یک نظام برنامهریزی حساس و دقیق لازم است مشاورانی که دست به این نوع اقدامات میزنند، معرفی شده و برخورد لازم با آنها صورت گیرد.
به گفته او، در کمترین حالت، سازمان برنامه میتواند رتبه این مشاوران را کاهش دهد یا سازمانهای کارفرمایی حق انتخاب آنها را برای پروژههای بعدی نداشته باشند.
وی تصریح میکند اجرای این راهکار در شرایط و ساختارهای کنونی آسان نیست، اما امکانپذیر و تأثیرگذار است.
باقری زمانی همچنین پیشنهاد میکند نهادی مستقل برای پروژههایی که پیشبینی میشود هزینه اجرای آنها بسیار بالا باشد، یک مشاور موازی منصوب کند.
وی معتقد است مطالعات مشاور موازی موجب میشود یک مرجع آگاه و نسبتاً مستقل در جلسات بررسی و تصویب طرح حضور داشته باشد و به این ترتیب، مطالعات مشاور اصلی، یعنی مشاور توجیهکننده طرح، راستیآزمایی و اعتبارسنجی شود و در صورت وجود اشکال یا نقص، امکان اصلاح و رفع آنها فراهم شود.
تعریف یک نهاد ارزیابی مستقل
باقری زمانی یکی دیگر از راهکارها را تعریف یک نهاد ارزیابی مستقل عنوان میکند و میگوید این راهکار مؤثر براساس تجارب جهانی اخیر در نحوه مواجهه و ارزیابی کلانپروژهها پیشنهاد شده است.
وی با اشاره به تجربه انگلستان میگوید در دهه اخیر در این کشور یک سازمان مستقل ارزیابی با عنوان SAID زیرمجموعه دانشکده کسبوکار دانشگاه آکسفورد تعریف شده است.
به گفته وی، وظیفه این نهاد که با حمایت و تصویب پارلمان انگلستان ایجاد شده بود، بررسی دقیق طرحهای توجیهی پروژههایی است که هزینه آنها از مقدار معینی بیشتر است و این نهاد موظف به بررسی و ارزیابی توجیهپذیری پروژههای مذکور است.
باقری زمانی معتقد است مشابه این راهکار در کشور نیز قابل اجراست و میتوان یک نهاد مستقل و تخصصی ایجاد کرد که وظیفه آن بررسی دقیق طرحها و مطالعات توجیهی ابرپروژهها باشد و تصویب نهایی هر پروژه منوط به دریافت تأییدیه از این نهاد مستقل شود.
وی البته تأکید میکند استقلال واقعی چنین نهادی شاید در عمل به دلیل فشارهای بسیار سیاسی و فسادهای ناشی از آن قابل تحقق نباشد، اما چنین نهادی حداقل میتواند دستاندازی بر سر راه پروژههایی باشد که از نظر تخصصی توجیهی ندارند و فرآیند تصویب آنها را کند کند تا شاید به مدد سایر اتفاقات، مانند تغییرات سیاسی، این پروژهها بهطور کامل متوقف شوند.
کوچکسازی یا فازبندی پروژه
باقری زمانی راهکار دیگر را کوچکسازی یا فازبندی پروژهها عنوان میکند و میگوید این راهکار براساس تجربه کشور فرانسه تعریف و پیشنهاد شده است.
وی توضیح میدهد که در فرانسه، در برخورد با کلانپروژهها، بهویژه کلانپروژههای حوزه فناوری اطلاعات، سیاست کوچکسازی پروژهها در دستور کار قرار گرفته است.
به گفته وی، اگر برای مثال هوشمندسازی محلات کشور مطرح شود، پیشنهاددهنده پروژه باید ابتدا آن را در یک محله کوچک اجرا کند تا ابعاد مختلف اجرایی آن مورد بررسی قرار گیرد.
باقری زمانی میگوید در این نمونه کوچک میتوان هزینه پیشبینیشده و واقعی، فواید پیشبینیشده و واقعی و همچنین زمانبندی اجرای پیشبینیشده و واقعی را با یکدیگر مقایسه کرد.
وی تأکید میکند در چنین بررسیهایی باید توجه ویژهای به فواید پروژه شود؛ زیرا در بسیاری از پروژهها فواید بسیار بیشتر از واقعیت تعریف میشوند و اجرای یک نمونه کوچک میتواند امکان بررسی واقعی فواید را فراهم کند.
به گفته وی، اگر هزینهها، فواید و زمانبندی نمونه اجراشده قابل توجیه باشد، میتوان در مرحله بعد به اجرای نمونه بزرگتر و کلانتر چنین پروژههایی فکر کرد.
باقری زمانی همچنین یادآوری میکند که تمام کردن یک یا چند پروژه کوچک، امکان استفاده سریعتر شهروندان از آنها را فراهم میکند و همین مسئله باعث میشود پروژه سریعتر از پروژههای کلان به بهبود اقتصادی کشور یا حل مشکلات مردم کمک کند.
وی معتقد است این راهکار بیشتر در مواردی کاربرد دارد که با فناوریهای جدید مواجه هستیم؛ زیرا عواقب و جنبههای اجرایی آنها مشخص نیست و همچنین در پروژههایی که سابقه انجام نمونه آنها در کشور وجود ندارد، کاربرد بیشتری خواهد داشت.
وی در بخش دیگری از یادداشت خود بار دیگر تأکید میکند که در حال حاضر کشور فاقد یک پایگاه اطلاعاتی منسجم و قابل اتکا از فرآیند کلانپروژههای قبلی است.
مشارکت دادن مخالفان هر پروژه در مراحل تصویب
باقری زمانی یکی دیگر از راهکارها را مشارکت دادن مخالفان هر پروژه در مراحل تصویب عنوان میکند.
وی میگوید این راهکار که از آثار تخصصی استخراج شده، بر این فرض استوار است که هر پروژهای، با هر شرایطی، بهصورت طبیعی با مخالفتهایی مواجه خواهد شد.
به گفته وی، برای مثال طرفداران محیطزیست بهصورت طبیعی با اجرای پروژههای کلان مخالف هستند یا ممکن است در مورد یک پروژه خاص، گروههای صنفی یا گروههایی از مردم با آن مخالفت داشته باشند.
باقری زمانی معتقد است فراهم کردن امکان حضور و مشارکت این گروهها در جلسات تصویب طرح میتواند افق وسیعتری را در مقابل دیدگان نظام تصمیمگیری قرار دهد و باعث شود پروژههایی که واقعاً قابل توجیه نیستند، از منظر دیگری نیز بررسی شوند.
وی اضافه میکند که حضور این افراد در جلسات موجب شفافسازی بیشتر و کاهش امکان انحراف در دادهها و همچنین کاهش فساد میشود.
باقری زمانی در همین راستا بر لزوم حضور رسانهها در جلسات ارزیابی و تصویب طرحها نیز تأکید میکند.
تعریف پیشنیازهایی برای شروع پروژه
باقری زمانی در بخش دیگری از یادداشت خود پیشنهاد میکند پیش از شروع پروژه یا حتی قبل از امضای قرارداد، پیشنیازهای ضروری و تعیینکنندهای تعریف شود که بتواند مانع بروز امور هزینهبر و غیرضروری شود.
وی یکی از این پیشنیازها را موضوع تملک زمین میداند و پیشنهاد میکند تملک زمین پروژههای کلان پیش از آغاز پروژه انجام شود.
به گفته وی، در برخی پروژهها، بهویژه پروژههای شهری که فرآیند تملک اراضی در آنها با هزینههای بسیار بالایی همراه است، مشاهده شده که اجرای پروژه در همان مرحله تملک متوقف مانده و تنها بخشی از منابع مالی صرف مطالعات اولیه و خرید محدود اراضی شده است و در واقعیت چیزی روی زمین ساخته نشده است.
باقری زمانی معتقد است ایجاد الزام برای تملک زمین پیش از شروع پروژه باعث میشود هزینه تملک زمین با دقت بیشتری مورد توجه قرار گیرد و شاید تعدادی از پروژههایی که فاقد اولویت هستند، در همان مراحل ابتدایی متوقف شوند.
وی نمونه دیگری از این پیشنیازها را تعریف صندوقی میداند که هر کارفرمایی که اقدام به تعریف کلانپروژه میکند، موظف باشد مقداری از هزینههای واقعی پروژه را به آن صندوق واریز کند.
به گفته وی، متأسفانه در شرایط کنونی شاهد آن هستیم که برخی سازمانها بدون هیچ سرمایهای اقدام به تعریف پروژه میکنند و این پروژه سالها ناتمام باقی میماند.
باقری زمانی معتقد است این راهکار باعث میشود سازمانهایی که توان تأمین مالی پروژههای خود را ندارند، اقدام به تعریف پروژه جدید نکنند.
بازارزیابی امکانسنجی پروژههای ضعیف
باقری زمانی راهکار دیگری را بر اساس تجربه کشور کرهجنوبی در مواجهه با کلانپروژهها مطرح میکند.
وی میگوید در این کشور سازمانی بهعنوان زیرمجموعه وزارت اقتصاد تعریف شده که وظیفه آن نظارت بر کلانپروژههاست.
به گفته وی، یکی از اصلیترین وظایف این سازمان آن است که پروژههای یک مجموعه را در صورت وقوع شرایط مشخص، مجدداً ارزیابی کند.
باقری زمانی توضیح میدهد این راهکار با هدف آن تعریف شده است که پروژههای ناتمامی که ممکن است با طرح توجیهی یا امکانسنجی نادرست تعریف شده باشند، متوقف شوند و از صرف هزینههای بیثمر بیشتر جلوگیری شود.
وی معتقد است چنین راهکاری برای شرایط کشور که تعداد زیادی پروژه ناتمام دارد و برخی از آنها گویی هیچگاه به پایان نخواهند رسید، مناسب است و میتوان از آن برای غربال این پروژهها استفاده کرد.
به گفته پژوهشگر اندیشکده پویاشهر، از جمله شرایطی که در صورت وقوع آنها پیشنهاد میشود پروژهها مجدداً ارزیابی شوند، میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- در مراحل ابتدایی، هزینه پروژه از هزینه پیشبینیشده بسیار بالاتر رود.
- پیشرفت سال اول پروژه کمتر از نیمی از مقدار پیشبینیشده باشد.
- تغییر شرایط کشور یا منطقه باعث شود پروژه فواید پیشبینیشده را نداشته باشد.
- فساد یا اتلاف بودجه در هزینههای پروژه گزارش شود.
- یکی از دستگاههای نظارتی درخواست ارزیابی مجدد داشته باشد.
باقری زمانی در پایان تأکید میکند که میتوان به ترکیب راهکارهای فوق اندیشید و آگاهانه و مدبرانه، امر برنامهریزی ابرپروژههای کشور را از شرایط وخیم فعلی بهتدریج به شرایط مناسبتری هدایت کرد.
انتهای پیام
مطالب مرتبط
منتخب اخیر
گفتگو داغ
تازهترین مقالات
وبسایتهای رسمی
درباره اندیشکده حکمرانی هوشمند
اندیشکده حکمرانی هوشمند (Smart Governance Think Tank) یک مرکز پژوهشی پیشرو در ایران است که با تمرکز بر حکمرانی دادهمحور، سیاستپژوهی، و توسعه ابزارهای هوشمند نظیر اطلس تجارت ایران فعالیت میکند. این اندیشکده با همکاری نخبگان دانشگاهی و فعالان اقتصادی، مسیر تحول در نظام تصمیمسازی کشور را هموار میسازد.
درباره رئیس اندیشکده حکمرانی هوشمند
سید طه حسین مدنی، رئیس اندیشکده حکمرانی هوشمند، از پژوهشگران برجسته در حوزه حکمرانی دادهمحور، سیاستگذاری هوشمند و اقتصاد دیجیتال است. ایشان با مقالات متعدد و حضور فعال در رسانهها، نقش مهمی در ترویج گفتمان حکمرانی هوشمند در ایران دارند. صفحه رسمی ایشان شامل مجموعهای از مقالات، مصاحبهها و یادداشتهای منتشر شده در رسانههای معتبر است.
کلمات کلیدی مرتبط: اندیشکده، حکمرانی هوشمند، صفحه رسمی اندیشکده حکمرانی هوشمند، اطلس تجارت ایران، سید طه حسین مدنی، رئیس اندیشکده حکمرانی هوشمند، صفحه رئیس اندیشکده، طه مدنی، taha madani، حکمرانی دیجیتال، هوش مصنوعی در سیاستگذاری، تجارت هوشمند، دادههای باز، حکمرانی مشارکتی، اقتصاد دانشبنیان، تحول دیجیتال در حکمرانی، مقالات رئیس اندیشکده، مصاحبههای طه مدنی، published in media، یادداشتهای تخصصی حکمرانی.
- اندیشکده حکمرانی هوشمند
- صفحه رسمی اندیشکده
- حکمرانی دادهمحور
- اطلس تجارت ایران
- رئیس اندیشکده حکمرانی هوشمند
- سید طه حسین مدنی
- صفحه رسمی رئیس اندیشکده
- مقالات رئیس اندیشکده حکمرانی هوشمند
- taha madani
- published in media طه مدنی
- گزارشهای تخصصی حکمرانی
- نشستهای علمی اندیشکده
- همکاری با اندیشکده حکمرانی هوشمند
- مصاحبههای سید طه حسین مدنی