گذار از صنعت سنتی به عصر دیجیتال دیگر یک انتخاب لوکس نیست؛ ضرورتی استراتژیک برای بقا در زنجیره ارزش جهانی است. در رویداد «ارائه نیازهای فناورانه اتوماسیون صنعتی و هوشمندسازی» که در اتاق بازرگانی اصفهان برگزار شد، یک پیام کلیدی بیش از همه برجسته شد: صنعت ایران بیش از آنکه با کمبود فناوری روبه‌رو باشد، با ضعف در مهندسی تقاضا و حکمرانی هوشمند دست‌وپنجه نرم می‌کند.

علی صفرنوراله، عضو هیات‌رئیسه اتاق اصفهان، با طرح ایده «اتاق دیجیتال» بر این نکته تأکید کرد که تحول باید از نهادهای سیاست‌گذار آغاز شود. او معتقد است ایجاد زیرساخت‌های مشترک برای استان‌ها، اتاق اصفهان را به یک هاب پشتیبان تبدیل کرده است. به گفته او، حمایت از شرکت‌های دانش‌بنیان دیگر در سطح شعار باقی نمانده و به ساختارهایی مانند «کمیسیون اقتصاد دانش‌بنیان» رسیده است؛ جایی که هوش مصنوعی نه یک ابزار تجملی، بلکه ستون فقرات مدرن‌سازی سیستم‌ها تلقی می‌شود.

بحران مجوزها؛ گره‌گاه حکمرانی و فناوری

یکی از صریح‌ترین مواضع این نشست را وحید فولادگر مطرح کرد؛ او به «عقب‌ماندگی دولت در کاربرد هوش مصنوعی» اشاره کرد. این جمله، به‌خوبی شکاف میان تحولات جهانی و وضعیت داخلی را نشان می‌دهد. در شرایطی که بسیاری از کشورها هوش مصنوعی را در ساختارهای حاکمیتی ادغام کرده‌اند، چالش‌هایی مانند «مجوزها» و «زیرساخت‌های فرسوده» همچنان مانعی جدی برای ورود سرمایه‌گذاران و حتی توسعه همکاری‌های داخلی است.

تا زمانی که فرآیندهای اداری با محور شفافیت دیجیتال بازطراحی نشوند، «میز هوش مصنوعی» در شورای گفت‌وگوی دولت و بخش خصوصی، همان‌طور که در نشست مطرح شد، «تنها یک تریبون باقی خواهد ماند، نه یک اتاق فرمان.»

ضلع فراموش‌شده؛ مدیریت تقاضا در صنعت

فرید نجات‌بخش در این رویداد، زاویه‌ای متفاوت را برجسته کرد. او تأکید داشت که تمرکز بیش از حد بر فناوران، باعث غفلت از متقاضیان واقعی شده است. به گفته او، «ما بیش از حد بر فناور متمرکز شده‌ایم و متقاضی را به حال خود رها کرده‌ایم.» این نگاه نشان می‌دهد که بدون شکل‌گیری تقاضای واقعی در صنایع بزرگ، زیست‌بوم نوآوری به نتیجه پایدار نمی‌رسد.

بر همین اساس، کمیته تأمین فناوری رویکرد خود را از حمایت صرف تولیدکننده به سمت «تحریک تقاضا» در صنایع بزرگ تغییر داده است؛ رویکردی که می‌تواند پیوند میان نیاز واقعی بازار و توانمندی بومی را ساختارمند کند.

از دامداری تا فولاد؛ هوش مصنوعی در میدان عمل

نمونه‌های ارائه‌شده در این رویداد نشان داد که هوشمندسازی صرفاً یک شعار نیست. حمید بهنگار با اشاره به کاربرد «قلاده‌های هوشمند» در دامداری توضیح داد که تحلیل داده‌های رفتاری دام‌ها به افزایش تولید شیر و کاهش هزینه‌های هورمونی انجامیده است؛ نمونه‌ای ملموس از پیوند هوش مصنوعی و امنیت غذایی.

در بخش صنعت سنگین نیز مهران صادقی از شرکت ایریسا بر اهمیت توسعه «هوش مصنوعی پشت دیوارهای امن» تأکید کرد. در صنایعی مانند فولاد، داده‌ها دارایی‌های استراتژیک محسوب می‌شوند و استفاده از چت‌بات‌های سازمانی داخلی و نگهداری پیشگویانه (Predictive Maintenance) بر بستر شبکه‌های بومی، شرط حفظ رقابت‌پذیری است.

دانشگاه صنعتیار؛ پیوند دانش و تولید

در بخش پایانی، حمید منتظرالقائم از مدل‌هایی مانند «پویش»، «پایش» و «تابش» سخن گفت؛ طرح‌هایی که دانشگاه را از فضای صرفاً نظری خارج کرده و دانشجو و استاد را از ابتدا درگیر مسائل صنعت می‌کند. تربیت نیروهایی با عنوان «صنعتیار» می‌تواند همان حلقه مفقوده‌ای باشد که فاصله میان پایان‌نامه‌های دانشگاهی و چالش‌های خط تولید را کاهش می‌دهد.

خروج از پیله سنتی با حکمرانی هوشمند

آنچه از این رویداد برمی‌آید، ضرورت یک تغییر پارادایم است. هوشمندسازی تنها به معنای خرید تجهیزات جدید نیست؛ بلکه بازتعریف مدل کسب‌وکار، اصلاح حکمرانی داده و تقویت حکمرانی هوشمند در سطوح مختلف تصمیم‌گیری است.

اگر پیوند میان تقاضای واقعی صنعت، توان دانشگاه و سیاست‌گذاری دیجیتال به‌درستی برقرار شود، هوش مصنوعی می‌تواند موتور محرک عبور اقتصاد ایران از ساختارهای سنتی و ورود به عصر رقابت‌پذیری هوشمند باشد.

انتهای پیام