محمد قائدامینی، پژوهشگر اندیشکده دینا، با بررسی رابطه میان نظام پولی و نابرابری اجتماعی و اقتصادی، معتقد است وجود نابرابری‌های اجتماعی و اقتصادی امروز به یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های جوامع تبدیل شده و نظام پولی در این میان نقشی ویژه و برجسته دارد؛ چراکه به اعتقاد وی، خلق پول همواره در بطن خود توزیع درآمد و ثروت را به همراه دارد.

به گزارش پایگاه خبری حکمرانی هوشمند، قائدامینی استدلال می‌کند که خلق پول بی‌ضابطه از طریق مکانیسم «اثر آبشاری»، فقرا را فقیرتر و اغنیا را غنی‌تر می‌کند و همین شکاف طبقاتی نیز می‌تواند منشأ ده‌ها مشکل اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و امنیتی دیگر شود.

وی با اشاره به اهمیت موضوع شکاف طبقاتی در زندگی مردم می‌گوید اگر از افراد جامعه درباره مهم‌ترین و اساسی‌ترین چالش زندگی‌شان سؤال شود، مسئله «شکاف طبقاتی» در زمره این مشکلات دیده می‌شود و اگر ریشه و عوامل نابرابری مورد واکاوی قرار گیرد، نظام پولی و ترتیبات حاکم بر آن نیز در زمره مهم‌ترین عوامل قرار می‌گیرد.

البته به گفته این پژوهشگر، دامنه عوامل مؤثر بر نابرابری بسیار گسترده است، اما در این بحث با تمرکز بر نقش برجسته نظام پولی، مکانیسم قدرت خلق پول در ایجاد شکاف طبقاتی مورد بررسی قرار می‌گیرد.

نقش بانک‌ها در خلق پول و بازتوزیع درآمد

قائدامینی معتقد است در نظام بانکداری مدرن، قدرت خلق پول و انتشار آن در اختیار بانک‌های تجاری قرار گرفته و این مسئله تأثیر بسزایی بر ایجاد و تشدید نابرابری اقتصادی در جوامع داشته است؛ چراکه خلق پول همواره در بطن خود توزیع درآمد و ثروت را به همراه دارد.

وی در عین حال تأکید می‌کند نکته حائز اهمیت، نحوه این توزیع است. به گفته قائدامینی، برخلاف مدل‌های کلاسیک، اثر توزیعی خلق پول به نحو یکسان و برابر برای همگان نیست، بلکه خلق پول «درآمد حقیقی را از دارندگان بعدی به سمت دارندگان قبلی آن بازتوزیع می‌کند» و به‌مثابه مالیاتی است که افراد انتهایی در زنجیره دسترسی به پول را جریمه می‌کند.

این پژوهشگر برای توضیح بهتر این موضوع میان دو شکل پول، یعنی پول کالایی و پول اعتباری، تفاوت قائل می‌شود و معتقد است افزایش حجم پول در حالت پول کالایی بسیار محدود است، اما در مورد پول اعتباری، حجم پول به خواست انسان بستگی دارد.

تفاوت پول کالایی و پول اعتباری

قائدامینی با اشاره به دوره پول کالایی، یعنی طلا و نقره، توضیح می‌دهد که در آن دوره تنها سه طریق برای به دست آوردن پول وجود داشت: استخراج طلا، فروش کالا و خدمات در مقابل طلا، یا دریافت طلا به‌عنوان هدیه یا ارث.

به گفته وی، همه این روش‌ها در چارچوب حق مالکیت افراد بر دارایی‌های خصوصی‌شان عمل می‌کرد و در نتیجه، هیچ امتیاز ویژه‌ای برای فرد یا نهاد خاصی وجود نداشت.

البته این پژوهشگر یادآور می‌شود که از مدت‌ها قبل، پادشاهان در قلمرو پادشاهی خود ضرب سکه را به صورت انحصاری در اختیار گرفته و آن را برای حاکمیت خود حیاتی می‌دانستند و از قیمت‌های بالای حق‌الضرب برای ضرب سکه از شمش طلا یا نقره بهره می‌بردند.

با این حال، به اعتقاد قائدامینی، این امتیاز چندان زیاد نبود و ارزش واقعی پول به میزان طلای آن بستگی داشت. البته سکه ضرب‌شده ارزش بیشتری نسبت به مقدار طلای آن داشت، زیرا در طول تاریخ اصولاً متولیان ضرب سکه خدمات اضافی همچون گواهی وزن ارائه می‌دادند.

وی در مقابل، پول اعتباری را نوعی سند بدهی می‌داند که از هیچ خلق می‌شود. به گفته قائدامینی، راه به دست آوردن قانونی این پول، علاوه بر فروش کالا و خدمات و هدیه یا ارث، استفاده از امتیاز خلق پول است.

در این شرایط، بانک مرکزی و دولت‌ها و همچنین شبکه بانکی به طور مستقیم توانایی خلق پول دارند و در همین وضعیت است که خلق پول، خارج از نظام بازار، می‌تواند بر توزیع درآمد و ثروت تأثیر شدیدی بگذارد.

رابطه خلق پول، تورم و توزیع درآمد

قائدامینی در ادامه به رابطه میان حجم پول و تورم می‌پردازد و می‌گوید اگرچه در رابطه با علیت میان حجم پول و تورم اختلاف‌نظرهایی میان اقتصاددانان وجود دارد، اما وجود یک رابطه بلندمدت میان این دو تقریباً قطعی تلقی می‌شود.

از نظر وی، اگرچه تأثیر عوامل دیگر نفی نمی‌شود، اما عامل اصلی و بلندمدت تورم، رشد سریع‌تر نقدینگی یا خلق پول نسبت به رشد تولید یا رشد مبادلات است.

این پژوهشگر استدلال می‌کند که اگر تورم بر توزیع درآمد اثر داشته باشد، می‌توان علت اصلی این تأثیرات توزیعی را به ریشه اصلی تورم، یعنی خلق پول، نسبت داد.

وی در توضیح اثرات توزیعی خلق پول به منفعت حاصل از خلق آن، یا به عبارت دیگر «حق‌الضرب»، اشاره می‌کند. به گفته قائدامینی، انتشار پول‌های کاغذی و الکترونیکی توسط دولت، هزینه‌های انتشار پول را به‌شدت کاهش داده و به تبع آن، درآمد ناشی از خلق پول یا حق‌الضرب نیز به‌شدت افزایش یافته است.

با این حال، قائدامینی تأکید می‌کند که این موضوع تمام اثرات توزیعی خلق پول را توضیح نمی‌دهد و پول خلق‌شده در فرآیند گردش خود، از طریق «اثر آبشاری»، موجب تغییر در توزیع درآمد می‌شود.

وی معتقد است با خلق پول و به جریان انداختن آن، نهاد خلق‌کننده پول خود را در کالاها و خدمات تولیدشده و به طور کلی دارایی‌های مردم شریک می‌کند.

از نظر قائدامینی، از حیث بازتوزیعی تفاوتی میان خلق پول توسط بانک مرکزی یا دولت و بانک‌های تجاری وجود ندارد و تنها تفاوت‌هایی از حیث ذی‌نفعان ایجاد خواهد شد. بنابراین، خلق پول بانک‌های تجاری نیز مستلزم بازتوزیع در اقتصاد خواهد بود.

پیشینه تاریخی ارتباط خلق پول با توزیع درآمد

قائدامینی در ادامه بحث خود به پیشینه تاریخی رابطه خلق پول و توزیع درآمد اشاره می‌کند و ریچارد کانتیلون، اقتصاددان «ایرلندی ـ فرانسوی» را شاید نخستین فردی می‌داند که در خصوص تغییرات عرضه پول بحث کرده است.

به گفته وی، کانتیلون معتقد بود افزایش حجم پول بر همه قیمت‌ها به یک اندازه و در یک زمان تأثیر نمی‌گذارد، بلکه این تأثیر به رفتار هزینه‌ای دارندگان پول در طول مسیر جریان پولی بستگی دارد.

قائدامینی می‌گوید این اندیشه بعدها توسط دیگر اقتصاددانان تحت عنوان «اثر کانتیلون» نام‌گذاری و بسط داده شد.

وی همچنین به مطالعات دیوید هیوم درباره آثار افزایش حجم پول اشاره می‌کند و توضیح می‌دهد که اندیشه «مالیات تورمی» به اوایل قرن هجدهم، یعنی زمانی که هیوم نظریه مقداری پول را فرموله کرد، بازمی‌گردد.

به گفته این پژوهشگر، هیوم درباره افزایش مقدار پول بحث می‌کند و با توجه به نظریه مقداری پول معتقد است تغییرات تعداد واحدهای پول در گردش تنها بر قیمت‌ها برحسب پول اثر دارد، در حالی که بر رفتار اقتصادی تأثیری نمی‌گذارد.

قائدامینی برای توضیح این مسئله به مدل ساده نظریه مقداری پول، یعنی MV=PY، اشاره می‌کند و می‌گوید افزایش حجم پول در جامعه در بلندمدت منجر به افزایش سطح عمومی قیمت‌ها یا تورم می‌شود.

با این حال، وی تأکید می‌کند برخلاف اقتصاددانان کلاسیک که تنها به اثر افزایش عرضه پول کشور در چارچوب «نظریه مقداری» توجه کرده‌اند، در واقعیت و با در نظر گرفتن پویایی‌های فرآیند، وقتی پول جدید خلق می‌شود، این پول به طور مساوی در اختیار همه افراد جامعه قرار نمی‌گیرد.

همچنین به گفته قائدامینی، اگرچه ورود پول جدید خلق‌شده به بازار و استفاده از آن در مبادلات باعث افزایش قیمت‌ها و کاهش قدرت خرید پول می‌شود، اما این فرآیند به صورت یکباره و با اثر یکسان رخ نمی‌دهد، بلکه به شکل تدریجی و مرحله‌ای اتفاق می‌افتد.

اثر آبشاری؛ سازوکار متفاوت بازتوزیع خلق پول

قائدامینی در تشریح «اثر آبشاری» توضیح می‌دهد که وقتی پول جدید خلق می‌شود، در اختیار همه افراد جامعه به طور مساوی قرار نمی‌گیرد، بلکه در وهله اول، اولین دارنده آن، یعنی خلق‌کننده پول، از آن منتفع می‌شود.

به گفته وی، اولین دارنده پول جدید می‌تواند مقدار بیشتری کالا و خدمات نسبت به چیزی که در غیر این صورت می‌خرید، خریداری کند. هزینه‌ای که او برای این کالاها و خدمات انجام می‌دهد نیز سطح درآمد فروشندگان این کالاها را افزایش خواهد داد.

اما این فرآیند همزمان عده‌ای را متضرر می‌کند؛ یعنی کسانی از حاضران در بازار که درآمد پولی آنها در ابتدا افزایش نیافته، اما با افزایش مقدار پول و انتشار تدریجی آثار آن در تمام نقاط اقتصاد، باید قیمت‌های بیشتری بپردازند.

قائدامینی در همین زمینه تأکید می‌کند خلق پول «درآمد حقیقی را از دارندگان بعدی به سمت دارندگان قبلی آن بازتوزیع می‌کند». به عبارت دیگر، از نگاه وی افزایش عرضه پول به‌مثابه مالیاتی است که کسانی را که پول در آخر به دست آنها می‌رسد، جریمه می‌کند.

وی معتقد است این بازتوزیع نمی‌تواند از طریق انتظارات خنثی شود و حتی کسانی که از این موضوع آگاهی دارند نیز نمی‌توانند جلوی اتفاق افتادن آن را بگیرند.

قائدامینی برای توضیح این مسئله به قراردادهای کار با قیمت ثابت اشاره می‌کند که در میانه دوره قابل تعدیل نیستند. به گفته وی، برخی افراد صرفاً می‌توانند جایگاه نسبی خود را در فرآیند کاهش قدرت خرید بهبود دهند و خود را به اولین دارندگان پول جدید و ترجیحاً خود خلق‌کننده پول نزدیک کنند.

از نظر این پژوهشگر، این موضوع تقریباً دلیل اصلی تمام کشمکش‌های موجود در خلق پول و دارای اهمیتی اساسی در ارزیابی نهادهای پولی است.

وی همچنین برای مقابله با همین مسئله به نظریه «اثر بالگردی» فریدمن اشاره می‌کند و می‌گوید فریدمن توصیه می‌کرد فدرال رزرو پول جدیداً خلق‌شده را با یک «بالگرد» و متناسب با ذخایر پولی، بر سر همه مردم ببارد.

یک مثال از مسیر حرکت پول جدید در اقتصاد

قائدامینی برای تبیین اثر آبشاری، نمونه‌ای از خلق پول در نظام بانکی را مطرح می‌کند.

در این مثال، «بانک الف» در یک عملیات ترازنامه‌ای مبلغ ۵۰۰ میلیارد تومان برای «فرد ب» که یکی از انبوه‌سازان مسکن در تهران است، حساب سپرده ایجاد کرده و به همین مبلغ از این فرد مسکن خریداری می‌کند.

به گفته وی، در دو طرف ترازنامه بانک، یعنی دارایی و بدهی، سپرده و مسکن، هر یک به ارزش ۵۰۰ میلیارد تومان، ثبت می‌شود.

سپس فرد ب با آن پول حقوق مهندسان، کارگران و دیگر افراد را پرداخت می‌کند و بخشی از آن را نیز به‌عنوان سود کار خود صرف خرید خودرو و سایر کالاها می‌کند.

در این مرحله، بخشی از موجودی پول جدید از انبوه‌ساز به سایرین منتقل شده است. سایر افراد نیز لوازم خانگی، خودرو، مبلمان و کالاهای دیگر خریداری می‌کنند و در نتیجه پول جدید به فروشندگان جدید منتقل می‌شود و این فرآیند ادامه پیدا می‌کند.

قائدامینی بر این اساس توضیح می‌دهد که پول جدید در سراسر اقتصاد موج ایجاد می‌کند و در مسیر خود منحنی تقاضا را بالا برده و در صورت ثابت ماندن منحنی عرضه، قیمت تک‌تک کالاها را افزایش می‌دهد.

خلق پول و انتقال منافع میان گروه‌های اقتصادی

قائدامینی معتقد است خلق پول از چند جنبه، مکانیسمی برای انتقال منافع بین گروه‌ها و دهک‌های مختلف است.

به گفته وی، نخستین مورد انتقال «از فقرا به ثروتمندان» است؛ زیرا افراد دارای درآمد متوسط به پایین، افرادی هستند که زنجیره بدهی به آنها ختم می‌شود و در عمل آنها بهره را پرداخت می‌کنند.

دومین مورد، انتقال «از بخش حقیقی به بخش مالی» است؛ چراکه بخش مالی به دلیل نیاز بخش حقیقی به اعتبار، قسمتی از عایدی حقیقی ایجادشده توسط آن را از آن خود می‌کند.

سومین مورد نیز از نظر این پژوهشگر، انتقال «از شهرهای کوچک و روستاها به کلان‌شهرها» است؛ زیرا بهره پرداختی توسط تمامی فعالان اقتصادی به بخش بانکی، در نهایت نصیب فعالان بخش مالی می‌شود که در کلان‌شهرها تمرکز دارند.

نقش بانک‌های تجاری در حجم و مسیر ورود پول

قائدامینی معتقد است اثر آبشاری زمانی اهمیت مضاعف پیدا می‌کند که بدانیم یکی از ویژگی‌های نظام بانکداری ذخیره جزئی، تسلط بانک‌های تجاری بر حجم و مسیر ورود پول به اقتصاد است.

به گفته وی، بانک‌ها هم خود خالق و اولین دارنده پول هستند و هم با توجه به بحث «جیره‌بندی اعتباری» در خصوص تخصیص اعتبارات بانکی، این بانک‌های تجاری هستند که درباره میزان وام‌های اعطایی و خرید دارایی تصمیم‌گیری می‌کنند.

این پژوهشگر تأکید می‌کند علاوه بر حجم اعتبارات و سرمایه‌گذاری‌های مستقیم، یعنی حجم پول خلق‌شده، این بانک‌های تجاری هستند که تصمیم می‌گیرند از میان متقاضیان وام، به چه بخش اقتصادی، بنگاه یا فردی وام دهند یا اقدام به خرید چه نوع دارایی‌هایی کنند.

خلق پول بی‌ضابطه و تشدید شکاف طبقاتی

قائدامینی در جمع‌بندی استدلال خود می‌گوید خلق پول بی‌ضابطه توسط نظام بانکی، نوعی مالیات تورمی است که به نحو یکسانی از همگان اخذ نمی‌شود، بلکه طبق مکانیسمی که توضیح داده شد، همراه با بازتوزیع ثروت از انتهای زنجیره به ابتدای آن است.

از نظر وی، در این فرآیند، فقرا فقیرتر و اغنیا غنی‌تر می‌شوند و شکاف ایجادشده نیز خود منشأ ده‌ها مشکل اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و امنیتی دیگر خواهد شد.

بر این اساس، قائدامینی بر اهمیت بررسی نحوه خلق پول و مسیر توزیع آن در اقتصاد تأکید دارد و معتقد است برای فهم دقیق‌تر نابرابری، نمی‌توان از نقش ترتیبات نظام پولی و سازوکارهای خلق پول در بازتوزیع درآمد و ثروت چشم‌پوشی کرد.

انتهای پیام