چین با اجرای پروژه «منطقه خلیج بزرگ» (Greater Bay Area) در حال پیشبرد یکی از بلندپروازانه‌ترین برنامه‌های توسعه‌ای جهان است؛ طرحی که ۱۱ کلان‌شهر مهم این کشور از جمله هنگ‌کنگ، شنژن، گوانگژو و ماکائو را در قالب یک اکوسیستم واحد اقتصادی، فناورانه و زیرساختی به یکدیگر متصل می‌کند. این منطقه که جمعیتی حدود ۸۶ میلیون نفر را در خود جای داده، به عنوان بزرگ‌ترین ابرمنطقه در حال شکل‌گیری جهان شناخته می‌شود.

به گزارش پایگاه خبری حکمرانی هوشمند، برخلاف پروژه‌های متعارف عمرانی، هدف اصلی این طرح صرفاً توسعه زیرساخت یا گسترش شهرها نیست؛ بلکه چین تلاش می‌کند الگویی جدید از سازمان‌دهی اقتصاد، نوآوری و توسعه منطقه‌ای را ایجاد کند. در این چارچوب، شهرهای مختلف به جای رقابت مستقیم، نقش‌های تخصصی خود را در یک زنجیره مشترک ایفا می‌کنند و به عنوان اجزای یک سیستم اقتصادی واحد عمل خواهند کرد.

بر اساس این گزارش، بسیاری از کارشناسان معتقدند جهان در حال عبور از «عصر شهرها» و ورود به «عصر ابرمنطقه‌ها» است؛ دوره‌ای که در آن چندین شهر از طریق زیرساخت‌های حمل‌ونقل، شبکه‌های مالی و اکوسیستم‌های نوآوری به یکدیگر متصل می‌شوند و به موتورهای اصلی رشد اقتصادی تبدیل خواهند شد.

در قلب این پروژه، شنژن قرار دارد؛ شهری که در دهه ۱۹۸۰ تنها یک دهکده ماهیگیری کوچک بود اما اکنون به یکی از مهم‌ترین قطب‌های فناوری جهان تبدیل شده است. گزارش تأکید می‌کند که «الگوی موفق شنژن به رهبران چین ثابت می‌کند خلق یک زنجیره‌ نوآوری عالی از نقطه صفر امکان‌پذیر است.» همین تجربه، مبنای گسترش این مدل در مقیاسی بسیار بزرگ‌تر شده است.

هدف پکن از توسعه منطقه خلیج بزرگ تنها افزایش تولید یا ساخت زیرساخت‌های جدید نیست. این پروژه بخشی از راهبرد چین برای عبور از چالش «تله درآمد متوسط» محسوب می‌شود. در گزارش آمده است: «چین برای فرار از تله‌ درآمد متوسط، ۱۱ کلان‌شهر را به یک اکوسیستم یکپارچه‌ی دو تریلیون دلاری تبدیل می‌کند.» راهبردی که قرار است وابستگی اقتصاد این کشور به تولیدات کم‌هزینه را کاهش داده و مسیر رشد مبتنی بر فناوری و نوآوری را تقویت کند.

با این حال، تحقق چنین چشم‌اندازی با چالش‌های مهمی روبه‌رو است. تفاوت‌های حقوقی، مالیاتی و مهاجرتی میان هنگ‌کنگ و سرزمین اصلی چین از جمله موانعی است که روند یکپارچه‌سازی را پیچیده می‌کند. گزارش در این باره تصریح می‌کند: «سیستم حقوقی، مالیاتی و مهاجرتی هنگ‌کنگ با چین تفاوت زیادی دارد» و همین مسئله می‌تواند بر سرعت تحقق اهداف پروژه اثرگذار باشد.

علاوه بر چالش‌های ساختاری، ابعاد اجتماعی و زیست‌محیطی طرح نیز مورد توجه قرار گرفته است. توسعه گسترده زیرساخت‌ها و گسترش مناطق شهری، پیامدهایی برای ساکنان بومی، زمین‌های کشاورزی و زیستگاه‌های طبیعی به همراه داشته است. در بخشی از گزارش آمده است: «برای بسیاری از بومیان، کوچ اجباری یعنی پاک‌شدن سبک زندگی»؛ موضوعی که نشان می‌دهد توسعه شتابان همواره با پیامدهای انسانی و محیط‌زیستی همراه است.

کارشناسان بر این باورند که پروژه Greater Bay Area صرفاً یک طرح عمرانی نیست، بلکه آزمایشی بزرگ برای سنجش توان دولت‌ها در طراحی و هدایت اکوسیستم‌های اقتصادی پیچیده به شمار می‌رود. موفقیت یا شکست این تجربه می‌تواند بر الگوهای توسعه در سایر نقاط جهان نیز تأثیر بگذارد.

از منظر حکمرانی هوشمند، منطقه خلیج بزرگ چین نمونه‌ای از تلاش برای هم‌افزایی ظرفیت‌های شهری، توسعه زیرساخت‌های یکپارچه، تسهیل جریان سرمایه و دانش و ایجاد شبکه‌های نوآوری منطقه‌ای محسوب می‌شود. تجربه‌ای که می‌تواند در سال‌های آینده به یکی از مهم‌ترین نمونه‌های مطالعه در حوزه توسعه شهری، سیاست‌گذاری اقتصادی و آینده مدیریت کلان‌شهرها تبدیل شود.

انتهای پیام