محمدهادی الماسی، پژوهشگر اندیشکده رصد، در یادداشتی با معرفی کتاب «رسم جهاد» نوشته حسینعلی عظیمی، به بررسی تجربه جهاد سازندگی در سازماندهی نیروهای مردمی، شناسایی مناطق محروم و پیشبرد فعالیت‌های عمرانی و اجتماعی پرداخته است. این تجربه از نگاه او، فرصتی برای بازخوانی شیوه‌ای از مدیریت است که بر اعتماد به مردم، واگذاری مسئولیت و تبدیل توان تخصصی به اقدام عملی تکیه داشت.

به گزارش پایگاه خبری حکمرانی هوشمند، الماسی در این یادداشت، کتاب «رسم جهاد» را روایتی از تجربه‌های کار جمعی در جهاد سازندگی معرفی می‌کند؛ نهادی که در سال‌های نخست پس از انقلاب، در حوزه‌های مختلف عمرانی، فرهنگی و خدماتی فعالیت داشت و در دوران دفاع مقدس نیز در عرصه مهندسی رزمی نقش‌آفرینی کرد.

این کتاب نوشته حسینعلی عظیمی، از پیشکسوتان جهاد سازندگی و فرماندهان مهندسی رزمی در دوران دفاع مقدس است که انتشارات راه یار آن را در سال ۱۴۰۱ منتشر کرده است. ساختار منطقه‌ای جهاد، رابطه با مردم، نظام شورایی، اعتماد و تعامل با سایر سازمان‌ها از جمله موضوعاتی هستند که در فصل‌های مختلف کتاب بررسی شده‌اند.

جهاد سازندگی؛ نهادی که مردم را به میدان آورد

الماسی با مرور محتوای کتاب، بر اهمیت شناخت شیوه شکل‌گیری و عملکرد جهاد سازندگی تأکید می‌کند. در پیش‌گفتار کتاب، درباره ضرورت بررسی این تجربه آمده است: «خودمان هم هنوز دقیق نمی‌دانیم، جهاد چگونه شکل گرفت، چگونه استمرار پیدا کرد و چگونه منحل شد، جهاد چه بود و چرا ما دیگر نمی‌توانیم نهادی کارآمد، مردمی و فراگیر نظیر آن را در کشور ایجاد کنیم.»

این پرسش، محور مهمی برای بررسی تجربه جهاد سازندگی است؛ اینکه چگونه یک نهاد توانست نیروهای مختلف را برای انجام فعالیت‌های مشترک سازماندهی کند و در مناطق دورافتاده و محروم حضور مؤثری داشته باشد.

الماسی با توجه به محورهای کتاب، مسئله را فراتر از فعالیت‌های عمرانی می‌بیند. از این منظر، ساختار سازمانی، شیوه ارتباط با مردم، اعتماد به نیروهای محلی و نحوه تقسیم مسئولیت‌ها، بخش مهمی از تجربه‌ای هستند که شناخت آن‌ها می‌تواند به فهم بهتر عوامل موفقیت و محدودیت‌های این نهاد کمک کند.

اعتماد به نیروهای محلی و شناسایی مناطق محروم

یکی از بخش‌های قابل‌توجه کتاب «رسم جهاد»، روایت حضور نیروهای جهادی در روستاهایی است که در آن زمان حتی نام برخی از آن‌ها در نقشه‌ها ثبت نشده بود. در کتاب آمده است: «بچه‌های جهاد تعداد بسیار زیادی روستا را کشف کردند که اوایل حتی اسم آن‌ها هم روی نقشه‌ها نبود.»

الماسی با برجسته‌کردن این بخش از روایت، توجه را به اهمیت شناخت میدانی و ارتباط مستقیم با مردم جلب می‌کند. حضور در مناطق دورافتاده به نیروهای جهادی امکان می‌داد از نزدیک با شرایط زندگی مردم و نیازهای آن‌ها آشنا شوند؛ مسئله‌ای که در تصمیم‌گیری برای اجرای فعالیت‌های عمرانی و خدماتی اهمیت داشت.

حسینعلی عظیمی در بخش دیگری از کتاب، گستره شناخت نیروهای جهاد از روستاهای کشور را چنین توصیف می‌کند: «هر کدام از بچه‌های جهاد هم برای خودشان یک پا رئیس جمهور بودند. از تمام روستاهای ایران خبر داشتند و دقیقا می‌دانستند که در آن‌ها چه می‌گذرد».

این روایت نشان می‌دهد که آگاهی از شرایط مناطق مختلف، صرفاً از طریق ساختارهای اداری به دست نمی‌آمد، بلکه ارتباط مستمر با مردم و حضور در محل نیز نقش تعیین‌کننده‌ای داشت. اعتماد به نیروهای محلی و واگذاری مسئولیت به افرادی که شناخت نزدیک‌تری از مسائل منطقه داشتند، از جمله موضوعاتی است که در بازخوانی این تجربه مورد توجه قرار می‌گیرد.

انسان‌سازی؛ فراتر از ساخت‌وساز عمرانی

یکی دیگر از محورهای مهم کتاب، توجه به نقش انسان در فرایند توسعه است. عظیمی در توضیح نگاه جهادگران به سازندگی می‌گوید: «از نظر جهادی‌ها مهم‌ترین عنصر در سازندگی، انسان است. محور تمام توسعه‌ها و تمام ساخت‌ها انسان است.»

در ادامه این بخش، بر نقش ایمان، دانش، بصیرت و همت در توانمندسازی انسان‌ها تأکید شده است. بر این اساس، سازندگی تنها به ایجاد زیرساخت‌های فیزیکی محدود نبود؛ تقویت توانایی‌های فردی، افزایش انگیزه و مشارکت مردم در پیشبرد امور نیز اهمیت داشت.

الماسی با بازخوانی این بخش از کتاب، زمینه توجه به یکی از ابعاد مهم مدیریت جهادی را فراهم می‌کند: اینکه توسعه زمانی می‌تواند ماندگار باشد که در کنار اجرای پروژه‌ها، ظرفیت‌های انسانی و اجتماعی نیز تقویت شوند. در چنین نگاهی، مردم صرفاً دریافت‌کنندگان خدمات نیستند، بلکه می‌توانند در شناسایی مسائل، انتخاب راهکارها و پیشبرد فعالیت‌ها نقش داشته باشند.

از مهندسی رزمی تا بازسازی مناطق زلزله‌زده

کتاب «رسم جهاد» بخشی از فعالیت‌های حسینعلی عظیمی را به دوران دفاع مقدس اختصاص داده است. او در سال ۱۳۶۳ وارد قرارگاه کربلا شد و در حوزه طراحی عملیات‌های آبی و خاکی و مهندسی رزمی فعالیت کرد. حضور در فرایند طراحی و ساخت دستاوردهایی مانند پل بعثت، بخشی از تجربه‌های تخصصی او در این دوره بود.

پس از پایان جنگ نیز عظیمی برای مشارکت در بازسازی مناطق زلزله‌زده منجیل و رودبار به این مناطق رفت و تجربه مدیریت جهادی را در مسیر بازسازی و سازندگی به کار گرفت.

الماسی با مرور این سوابق، به گستردگی عرصه‌هایی توجه می‌دهد که نیروهای جهاد سازندگی در آن‌ها فعالیت می‌کردند؛ از خدمات‌رسانی به مناطق محروم تا پشتیبانی مهندسی در جنگ و مشارکت در بازسازی پس از بحران. این تنوع فعالیت‌ها، اهمیت سازماندهی نیروهای متخصص و استفاده از توان آن‌ها در پاسخ به نیازهای کشور را برجسته می‌کند.

چرا تجربه جهاد سازندگی همچنان اهمیت دارد؟

در یکی از خاطرات نقل‌شده در کتاب، به پرسش امپراتور وقت ژاپن از اکبر هاشمی رفسنجانی درباره عملکرد جهاد سازندگی اشاره شده است. بر اساس این روایت، پرسش اصلی آن بود که این نهاد چگونه توانسته است در مدت کوتاهی مردم مناطق محروم را با خود همراه کند و به توسعه آن مناطق کمک کند.

این خاطره، در کنار روایت‌های مربوط به حضور جهادگران در روستاها و فعالیت‌های عمرانی و مهندسی، پرسشی اساسی را مطرح می‌کند: چه عواملی باعث شدند یک مجموعه بتواند اعتماد مردم را جلب کند و ظرفیت‌های انسانی را برای انجام کارهای مشترک به کار بگیرد؟

الماسی با معرفی کتاب «رسم جهاد»، بر اهمیت ثبت و انتقال تجربه‌های این نهاد به نسل‌های جدید تأکید می‌کند. از این منظر، مطالعه تجربه جهاد سازندگی تنها مرور رویدادهای گذشته نیست، بلکه فرصتی برای بررسی شیوه‌های سازماندهی، مشارکت اجتماعی و مدیریت منابع انسانی در شرایط مختلف است.

بازخوانی این تجربه نیز به معنای تکرار کامل ساختارهای گذشته نیست؛ بلکه مستلزم شناخت دقیق شرایط تاریخی، بررسی عوامل مؤثر بر عملکرد آن نهاد و ارزیابی امکان استفاده از تجربه‌های آن متناسب با نیازهای امروز است.

در نهایت، کتاب «رسم جهاد» روایتی از تجربه‌ای جمعی است که در آن اعتماد به مردم، حضور میدانی، مشارکت نیروهای متخصص و توجه به توانمندسازی انسان‌ها جایگاه مهمی داشتند. ثبت و بررسی چنین تجربه‌هایی می‌تواند به شناخت بهتر الگوهای مدیریت مردمی و یافتن راه‌هایی برای استفاده مؤثرتر از ظرفیت‌های اجتماعی و تخصصی کشور کمک کند.

انتهای پیام