محمد فاضلی در تحلیلی درباره وضعیت تصمیم‌گیری در کشور، پرسشی بنیادین مطرح می‌کند: حکمرانی چه زمانی «هوشمند» نامیده می‌شود؟ او پاسخ را در نحوه مواجهه نظام تصمیم‌گیری با فرایندهای تدریجی اما اثرگذار جست‌وجو می‌کند.

به گفته او، «هوشمندی هر حکمرانی را باید بر اساس پاسخ آن به فرایندهای کُندرو شناخت و اندازه گرفت.» از نگاه فاضلی، همین گزاره کوتاه، معیاری روشن برای سنجش کیفیت اداره کشورهاست.

فرایندهای کُندرو؛ بحران‌هایی که آهسته شکل می‌گیرند

فاضلی توضیح می‌دهد که فرایندهای کُندرو تغییراتی هستند که در کوتاه‌مدت نامحسوس‌اند، اما در بلندمدت پیامدهایی عمیق و گاه جبران‌ناپذیر دارند. او تغییر اقلیم و افزایش تدریجی دما را نمونه‌ای روشن می‌داند؛ افزایشی که شاید سالانه تنها چند صدم درجه باشد، اما در چند دهه به تحولات بزرگ در منابع آب، کشاورزی، انرژی و زیست‌پذیری سرزمین منجر می‌شود.

افزایش دما می‌تواند کاهش بارش برف، تغییر الگوی روان‌آب‌ها، افت ذخایر سدها، افزایش تبخیر، کاهش بهره‌وری کشاورزی و رشد مصرف انرژی را در پی داشته باشد. این زنجیره پیامدها نشان می‌دهد که بی‌توجهی به تغییرات کوچک، چگونه بنیان‌های توسعه را تضعیف می‌کند.

حکمرانی هوشمند چه ویژگی‌هایی دارد؟

در این چارچوب حکمرانی هوشمند حکمرانی‌ای است که در چند سطح آمادگی داشته باشد:

برخورداری از ابزارهای فناورانه برای سنجش تغییرات تدریجی

دسترسی به دانش و نیروی انسانی متخصص برای تحلیل داده‌ها

ظرفیت نهادی برای پردازش و تبدیل داده به تصمیم

تمرکز سیاسی بر مسائل واقعی، نه دستورکارهای انحرافی

فاضلی معتقد است اگر این الزامات فراهم نشود، تغییرات تدریجی «بنیان‌های استواری ظرفیت زیست‌پذیری سرزمین را تضعیف می‌کند» بی‌آنکه واکنش مؤثری شکل بگیرد.

هم‌آیندی بحران‌ها؛ نتیجه نادیده گرفتن تغییرات تدریجی

او با یادآوری مفهومی که سال‌ها پیش مطرح کرده، می‌گوید: «من ۱۲ سال پیش از مفهوم «هم‌آیندی بحران‌ها» در وصف روند حرکت ایران استفاده کردم.» به گفته فاضلی، بسیاری از بحران‌هایی که در کشورهای مختلف به‌صورت جداگانه و در زمان‌های متفاوت بروز کرده‌اند، در ایران به شکل هم‌زمان و هم‌گرا در حال وقوع‌اند.

بحران صندوق‌های بازنشستگی، فرونشست زمین، ناترازی انرژی و بانکی، بحران آب، تضعیف سرمایه اجتماعی، کاهش منابع مالی دولت و تشدید آلودگی هوا، همگی نمونه‌هایی از فرایندهای کُندرو هستند که به‌تدریج شکل گرفته‌اند.

چرا نظام حکمرانی هوشمند نیست؟

فاضلی با صراحت تأکید می‌کند: «واقعیت این است که نظام حکمرانی هوشمند نبوده و نیست.» او تصریح می‌کند که نظام تصمیم‌گیری کشور «برای اندازه‌گیری، پردازش، تحلیل، تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری به‌موقع و مناسب برای مواجهه با فرایندهای کُندرو سازمان‌دهی نشده است.»

از نگاه او، اگر ملزومات فهم و مدیریت این روندهای تدریجی فراهم نشود، «موریانه‌های بیشتری بنیان‌های زندگی مسالمت‌آمیز را ذره ذره از بین می‌برند» و بحران‌هایی نظیر بحران آب، گسترده‌تر خواهند شد.

جمع‌بندی

بر اساس این تحلیل، شاخص اصلی سنجش حکمرانی هوشمند نه در واکنش‌های مقطعی به بحران‌های ناگهانی، بلکه در توانایی درک و مدیریت تغییرات آرام اما عمیق نهفته است. بی‌توجهی به این واقعیت، زمینه هم‌گرایی بحران‌ها و تضعیف ظرفیت زیست‌پذیری کشور را فراهم می‌کند؛ مسیری که به گفته فاضلی، نشانه فقدان هوشمندی در ساختار حکمرانی است.

انتهای پیام