مهدی مظهر قراملکی، عضو اندیشکده دینا، با بررسی تحولات نظام پولی مدرن معتقد است مهم‌ترین چالش‌های این نظام را باید در دو مسئله اساسی جست‌وجو کرد؛ نخست، تبدیل شدن بدهی به ابزار پرداخت و دوم، شکل‌گیری نظام انگیزشی مبتنی بر بهره. به اعتقاد او، این دو مسئله در روند تاریخی تحول پول شکل گرفته‌اند و برای اصلاح آنها باید به سازوکارهایی متفاوت از ساختار موجود توجه کرد.

به گزارش پایگاه خبری حکمرانی هوشمند، مظهر قراملکی با اشاره به مفهوم سنتی پول توضیح می‌دهد که در گذشته میان «پول» و «بدهی» مرز مشخصی وجود داشت. پول کالایی، به‌ویژه پول فلزی، خود دارای ارزش اقتصادی بود و ویژگی‌هایی مانند قابلیت نگهداری، تقسیم‌پذیری و سهولت مبادله باعث شد به‌عنوان ابزار پرداخت مورد استفاده قرار گیرد. در مقابل، بدهی صرفاً تعهد یک طرف برای پرداخت پول به طرف دیگر بود.

وی استدلال می‌کند که با شکل‌گیری نظام بانکی و رواج پول کاغذی دارای پشتوانه، این مرزبندی به‌تدریج کمرنگ شد. به گفته این عضو اندیشکده دینا، اسکناس در ابتدا نماینده بدهی بانک به سپرده‌گذاران بود، اما به‌تدریج خود آن به ابزار پرداخت تبدیل شد و همین فرآیند زمینه را برای ایجاد تعهدات و بدهی‌های جدید فراهم کرد.

مظهر قراملکی معتقد است توسعه ابزارهای ارتباطی و بانکی در دهه‌های اخیر این مسئله را وارد مرحله تازه‌ای کرده است؛ به این معنا که بار دیگر امکان استفاده عمومی از بدهی بانکی به‌عنوان ابزار پرداخت فراهم شده و چالش تاریخی تبدیل بدهی به پول، این بار در قالبی جدید بازتولید شده است.

وی بر همین اساس، نخستین چالش پول مدرن را «امکان تبدیل شدن بدهی به ابزار پرداخت» می‌داند و می‌گوید این ویژگی می‌تواند برای نهادی که از اعتبار لازم برخوردار است، امکان خلق پول از طریق ایجاد بدهی را فراهم کند.

این پژوهشگر در ادامه، به نگاه اسلام نسبت به مرز میان پول و بدهی اشاره می‌کند و بر این باور است که برخی احکام مرتبط با قبض و اقباض در معاملات، در همین چارچوب قابل تحلیل هستند. از نگاه او، اسلام لزوماً با یک منع مستقیم، بلکه با ایجاد محدودیت‌هایی تلاش کرده است امکان تبدیل شدن بدهی به پول را از میان ببرد.

بهره؛ دومین چالش نظام پولی مدرن

مظهر قراملکی در بخش دیگری از تحلیل خود، به رابطه نظام بانکی و بهره می‌پردازد و توضیح می‌دهد که شکل‌گیری بانکداری مدرن تا حدی از فعالیت صرافانی آغاز شد که وجوه مردم را نگهداری می‌کردند و سپس با وام دادن این منابع، درآمد بهره‌ای به دست می‌آوردند.

وی پول را به «خون» در رگ‌های اقتصاد تشبیه می‌کند و معتقد است راکد ماندن پول می‌تواند به رکود اقتصادی منجر شود. به اعتقاد او، اقتصاد برای حرکت دادن منابع به سمت فعالیت‌های مولد به سازوکارهای انگیزشی نیاز دارد، اما صرفاً تکیه بر مصرف نمی‌تواند نیازهای سرمایه‌گذاری را در مقیاس گسترده تأمین کند.

این عضو اندیشکده دینا استدلال می‌کند که نظام مدرن برای پاسخ به این نیاز، سازوکار بهره را توسعه داده است؛ به‌گونه‌ای که بهره به‌عنوان پاداشی برای صرف‌نظر کردن از مصرف فعلی و پذیرش ریسک بازپرداخت وام در نظر گرفته می‌شود.

با این حال، مظهر قراملکی معتقد است نرخ‌های بالای بهره می‌تواند به کاهش سرمایه‌گذاری و رکود منجر شود. از سوی دیگر، از منظر ادیان آسمانی، نظام انگیزشی مبتنی بر بهره به‌عنوان ربا و مصداقی از ظلم مورد نقد قرار گرفته است. به گفته او، همین وضعیت یک دوگانه ایجاد کرده است: یا باید بهره را برای به جریان افتادن منابع پذیرفت یا با حذف آن، مسئله انگیزه برای تخصیص منابع را حل کرد.

وی این پرسش را مطرح می‌کند که آیا این دوگانه واقعاً اجتناب‌ناپذیر است یا می‌توان راه سومی برای ایجاد انگیزه در صاحبان وجوه پیدا کرد.

پیشنهاد استفاده از رمزدارایی‌های بانک مرکزی

مظهر قراملکی در بررسی راهکارهای چالش نخست، استفاده از ظرفیت رمزدارایی‌ها را مطرح می‌کند. بر اساس این پیشنهاد، پول الکترونیکی به‌جای آنکه بدهی بانک باشد، می‌تواند ماهیتی مستقل داشته باشد و در قالب رمزدارایی بانک مرکزی تعریف شود.

وی توضیح می‌دهد که در چنین ساختاری، فرد میان دسترسی آنی به پول و قرض دادن آن انتخاب می‌کند و اگر پول خود را قرض دهد، تا زمان بازپرداخت امکان خرج کردن آن را نخواهد داشت. از این منظر، یک واحد پول در هر لحظه تنها می‌تواند در یک کیف پول قرار داشته باشد و انتقال آن مستلزم تحقق واقعی قبض و اقباض خواهد بود.

به اعتقاد مظهر قراملکی، این سازوکار می‌تواند تضمین کند که پول الکترونیکی، خودِ پول باشد و نه بدهی یک نهاد مالی.

پول مستهلک‌شونده؛ پیشنهاد جایگزین برای نظام انگیزشی بهره

وی برای چالش دوم نیز پیشنهاد می‌کند به جای ایجاد انگیزه از طریق پاداش دادن به قرض‌دهنده، از سازوکاری استفاده شود که نگهداری بلااستفاده پول را مشمول هزینه کند.

مظهر قراملکی با اشاره به دیدگاه سیلویو گزل درباره پول مستهلک‌شونده می‌گوید این ایده بر وضع مالیات بر مانده‌های پولی استوار است و در دهه ۱۹۳۰ در شهر وورگل اتریش نیز تجربه شد. او در ادامه این ایده را با آموزه‌های اسلامی مرتبط می‌داند و معتقد است وجوب زکات بر نقدین در کنار تحریم ربا می‌تواند دو سازوکار انگیزشی متفاوت را در نظام پولی شکل دهد.

وی در نهایت، گذار به نظام پولی مطلوب را نیازمند مجموعه‌ای از اصلاحات می‌داند؛ از جمله تبدیل پول الکترونیکی به رمزدارایی‌های بانک مرکزی، جایگزینی تدریجی پول‌های مستهلک‌شونده، تضمین قبض و اقباض واقعی در پرداخت‌ها، وضع مالیات بر مانده‌های پولی و اصلاح نظام مالیاتی برای جلوگیری از فرار مالیاتی.

مظهر قراملکی تأکید می‌کند که اجرای این اصلاحات باید به‌صورت تدریجی انجام شود و بر اساس نقشه راه پیشنهادی، می‌توان طی یک دوره پنج‌ساله از نظام پولی موجود به سمت نظام پولی مطلوب حرکت کرد. از نگاه او، تحقق این تغییرات همچنین نیازمند هماهنگی نظام پولی با سایر اجزای نظام اقتصادی، از جمله نظام مالیاتی است.

انتهای پیام